مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم/هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

 

 حضرت محمد(ص) می فرماید:

بدترين مردم كسي است كه خداوند را در پيشامد او، متّهم كند.

به خدا اعتراض كرده و بگويد اين همه گرفتاري را خداوند براي من به بوجود آورده است

در صورتي كه آن انسان به مصلحت خود آگاه نيست.


امام علی(ع) :

هرکه میخواهد بداند نزد خدا چه مقامی دارد پس بنگرد در نزد گناهان چگونه است .

                                                                 تحف العقول صفحه 108

امـــــام صـــادق (ع) مــــی فرمـــــايـــــد:

كسي  كه  مــــي خواهـــد  بدانــد  نمـازش  مورد  قبــول  واقــع  شـده است یـا نـه؟ ببینـد نمازش او را

اززشتـی و گنـاه دور ساخته اســـت یا خیـــر...



+ تاريخ یکشنبه ۱۱ دی۱۳۹۰ساعت ۱۱:۱۱ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

8 مرداد تالار باران اراک واقع در دروازه تهران عروسیم رو گرفتیم

یه روز و شب رویایی بود...

http://www.upsara.com/images/oi07_1212_-_copy.png

+ تاريخ شنبه ۱۰ مرداد۱۳۹۴ساعت ۲۲:۱۷ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

عروسیمه تالار باران اراک

+ تاريخ سه شنبه ۶ مرداد۱۳۹۴ساعت ۱۶:۴۰ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |



اونی که فکر خیانت باشه یه روزی اینکارو میکنه چه تو باشی چه نباشی
اما کسی که دلش پر از مهر به توئه و از تو اشباعه هیچوقت اینکارو نمیکنه
بازم چه تو باشی و چه نباشی

+ تاريخ سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ساعت ۲۳:۳ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

حاجی تا صبح قرآن به سر گرفت و بخشیده شد

اما کارگر تن خسته بعد افطار خوابش برد و

گناهای امسالش به گناهای سال قبلش اضافه شد

این است اعتقادات مردم سرزمین من....

حسین پناهی

+ تاريخ دوشنبه ۲۲ تیر۱۳۹۴ساعت ۱۶:۲ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

عشق…

چه واژه ی خنده داری!!!

کدام عاشق است که…

معشوقش را برهنه میخواهد؟؟؟!!!

کدام عاشق است که…

تا از معشوق زیباتر میبیند دلش میلرزد؟؟؟!!!

مگر دل…

چند بار عاشق میشود؟؟؟!!!

چند بار میلرزد؟؟؟!!!

این ها همه اش…

یک شوخیست!!!

یک التهاب قلبی کوچک است که…

زود سرد میشود!!!

یک دوست داشتن ساده!!!

که آدمهایی با فکر کوچک…

اسم آن را…

عشق میگذارند!!!

و آنقدر آن را در اندیشه ی کوتاه خود بزرگ میکنند، که…

نام عشق را بر آن می نهند!!!

+ تاريخ شنبه ۲۰ تیر۱۳۹۴ساعت ۱۲:۳۲ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

عشق در دل ماند و یار از دست رفت

دوستان دستی که کار از دست رفت

ای عجب گر من رسم در کام دل

کی رسم چون روزگار از دست رفت

بخت و رای و زور و زر بودم دریغ

کاندر این غم هر چهار از دست رفت

عشق و سودا و هوس در سر بماند

صبر و آرام و قرار از دست رفت

گر من از پای اندرآیم گو درآی

بهتر از من صد هزار از دست رفت

بیم جان کاین بار خونم می‌خورد

ور نه این دل چند بار از دست رفت

مرکب سودا جهانیدن چه سود

چون زمام اختیار از دست رفت

سعدیا با یار عشق آسان بود

عشق باز اکنون که یار از دست رفت

+ تاريخ پنجشنبه ۱۸ تیر۱۳۹۴ساعت ۲۱:۵۲ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

http://navana.ir/uploads/2014/07/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg

+ تاريخ سه شنبه ۱۶ تیر۱۳۹۴ساعت ۱:۱۹ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

+ تاريخ پنجشنبه ۴ تیر۱۳۹۴ساعت ۲۳:۳۲ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

امام صادق علیه السلام :

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه؛

هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى شود

 

+ تاريخ پنجشنبه ۴ تیر۱۳۹۴ساعت ۲۲:۱۵ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

نفهمیدی راز چشات
چه جوری بر ملا شده
یه درده برگشتنه من
دل تو مبتلا شده
میشینه پای اعتراف
وقتی یه لحظه با منه
تو طفره میری و چشات
حرفشو با من میزنه..

 

چی شده که نبودنم
برای تو جالب شده
برای تو جالب شده..
تموم دنیای تورو
دوری من صاحب شده
دوری من صاحب شده..
عجیبه واسه من که تو
احساس دلتنگی کنی
برگردی از تصمیمت و
بگی به من فکر میکنی..

  ♫♫♫

موندم چجوری شد دلت
جرات رفتن به تو داد
به ذهنتم خطور نکرد
چی ممکنه سرت بیاد
دنیا چه تخفیفی واسه
خطای امثال تو داشت
برای جرم دل کُشی
پیگرد قانونی نذاشت..

چی شده که نبودنم
برای تو جالب شده
برای تو جالب شده..
تموم دنیای تورو
دوری من صاحب شده
دوری من صاحب شده..
عجیبه واسه من که تو
احساس دلتنگی کنی
برگردی از تصمیمت و
بگی به من فکر میکنی..

+ تاريخ سه شنبه ۱۵ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت ۲:۴ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

گفته بودم...

يک روز مي فهمي که خيلي دوستت دارم


و انروز مي گويي: کاش تمام زندگي اش مي شدم..


يک روز مي فهمي که ديوانه وار ميخواستمت


و انروز مي گويي: کاش کمي مي خواستمش..


يک روز به خودت مي ايي که تنهايي..


انروز فقط مرا مي خواهي


و انروز ديگر مني وجود ندارد...

+ تاريخ یکشنبه ۱۳ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت ۱۲:۳۵ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

مردي را ديدم كه در بهشت به اين طرف و آن طرف مي‌رود

و علّت ورودش به بهشت اين بود كه

درختي را كه در راه مردم بود و آن‌ها را اذيّت مي‌كرد، قطع كرده بود.

حضرت محمد(ص)

+ تاريخ یکشنبه ۱۳ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت ۱۲:۳۳ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

آقا جان مهدی جان(عج)

نازنینم

امام زمانم

روحم به فدایت

کاش میدانستم در کدام سوی کوچه چشم به راه آمدنت باشم
تا دلم را به سمت لحظه ورودت پر دهم

+ تاريخ چهارشنبه ۹ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت ۲۱:۳۴ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

هر چیزی زمانی دارد ،
نفس هم که باشی ، دیر برسی رفته ام …
+ تاريخ چهارشنبه ۹ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت ۲۱:۲۷ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

خودت باش …
کسی هم اگر خوشش نیامد، نیامد!
اینجا کارخانه مجسمه سازی نیست …
چگوارا

+ تاريخ چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت ۲۰:۵۳ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

هر کس بخواهد
کاری را انجام دهد،
راهش را پیدا میکند . . .
و هر کس نخواهد،

بهانه اش را . . .

+ تاريخ چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت ۲۰:۴۶ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

صداقت نخستین فصل دفتر دانایی است .

تامس جفرسن

+ تاريخ چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت ۱۵:۱۳ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

کلفتی صدای خود را

به رخ مادری که چگونه صحبت کردن را

به شما آموخته است

نکشید...

امام علی(ع)

+ تاريخ سه شنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت ۲۱:۲۳ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

خداوندا ..!

به آنان که ادعای عاشقی تورا دارند

بیاموز

که بدترین گناه

 شکستن دل انسانهاست

+ تاريخ دوشنبه ۳۱ فروردین۱۳۹۴ساعت ۲۳:۲ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |


چیزی ویرانگرتر از این نیست که دریابیم

 فریب همان کسانی را خورده ایم که باورشان داشته ایم

(لئو بوسکالیا)

+ تاريخ پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲ساعت ۴:۴۷ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |


هیچ سنجابی بخاطر پوست گران قیمت خود خوشبخت نشده است . . .

+ تاريخ پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲ساعت ۴:۴۶ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |


از جنگ بدتر هم هست : کسی که چیزی ندارد تا برایش بجنگد . .  .

+ تاريخ پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲ساعت ۴:۳۷ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |


نه هر چشم بسته ای خواب است ، و نه هر چشم بازی بینا!

+ تاريخ پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲ساعت ۴:۳۱ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |


سخت است


فراموش کردن کسی


که با او همه چیز و همه کس را فراموش می کردم

+ تاريخ سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ساعت ۳:۳۳ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |



آنقدر ﺑﺎﻭﺭﺕ ﺩﺍشتم ﮐﻪ وقتی  گفتی  ﺑﺎﺭﺍﻧﻢ

ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺧﯿﺲ ﺸدﻡ...

+ تاريخ سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ساعت ۳:۳۱ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |


خیال بوسهای


که اینجا جا گذاشتهای


بر لبانم سنگینی میکند

+ تاريخ سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ساعت ۳:۲۶ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |


نه


چشمانم شور نبود  


اگرکه آخر کارمان به ندامت کشید


دستهایم بی نمک بود

+ تاريخ سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ساعت ۳:۲۴ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت

من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت

تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت

شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت

تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

+ تاريخ شنبه ۲۵ آبان۱۳۹۲ساعت ۳:۱۲ قبل از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |


متاسفم که چرا مزه ے عشـــــــق را ..


از دستـــــــــ تــــــو چشیــــدم …


تا همیشه در شکـــــــــــ دروغ بودنش بمـــانم…!

+ تاريخ سه شنبه ۱۹ شهریور۱۳۹۲ساعت ۱۳:۹ بعد از ظهر نويسنده سید مهدی میرمحمدی |